تبلیغات
شهید حمید فیروزی
این سایت را حمایت می کنم
بیست تولز

گوگل پلاس

» سایت شهید فیروزی ( سه شنبه 22 بهمن 1392 )
» مراسم دعای ندبه ( یکشنبه 13 بهمن 1392 )
» شهید سید علی اکبر عدل ( یکشنبه 6 بهمن 1392 )
» حرف دل با امام زمان ( یکشنبه 22 دی 1392 )
» برایمان مهمان آوردند ( چهارشنبه 13 آذر 1392 )
» دانلود مداحی های محرم 1392 ( سه شنبه 14 آبان 1392 )
» مسابقه انتخاب بهترین اسم برای تشکل پیشکسوتان خون و شهادت ( چهارشنبه 30 مرداد 1392 )
» جام رمضان 1392 - شهرستان گلپایگان ( دوشنبه 14 مرداد 1392 )

مراسم دعای ندبه

نویسنده: Omid





                                                            جمعه هر هفته ساعت 7
برای خواندن دعا به ادامه مطلب بروید

این دعای شریف، از معروف ترین دعاهای معتبر شیعه است، و مضامین بلند و مفاهیم والایی دارد، و نجوایی است كه یك مسلمان منتظر، به یاد آن امام غایب از نظر، به درگاه خداوندی عرضه می كند. مروری بر اعتقادات و باورهای شیعه نسبت به فضایل اهل بیت ونوید آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصلاح جهان و گسترش عدل در سایه حكومت جهانی آن دادگستر موعود است، و مستحب است كه در چهار عید، یعنی روز های عید فطر، قربان، غدیر، و جمعه خوانده شود.
شیخ بزرگوار محمد بن مشهدی در كتاب «مزار» خود كه از مدارك كتاب «بحار» علامه مجلسی است و سید بن طاوس در كتاب «مصباح الزایر» و میرداماد در كتاب «الایام الاربعه» و دیگران روایت كرده‌اند كه امام صادق علیه السلام دعای ندبه را در روز عید غدیر، فطر، قربان و جمعه قرایت می‌فرمود. متن دعا چنین است:
«الْحمْد لله رب الْعالمین، وصلی الله علی سیدنا محمد نبیه «ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درود خدا بر آقای ما محمد پیامبرش وآله، وسلم تسْلیما. اللهم لك الْحمْد علی ما جری به و بر آل او و سلام كاملی بر ایشان باد خدایا از آن تو است ستایش بر آنچه جاری شد قضاوك فی اوْلیایك الذین اسْتخْلصْتهمْ لنفْسك و دینك، اذ اخْترْت بدان قضا و قدر تو درباره بندگان مقربت آنانكه خالص گردانیدی آنان را برای خود و دین خود چون انتخاب كردی لهمْ جزیل ما عنْدك من النعیم الْمقیم الذی لا زوال له ولا برای آنها آن نعمت شایان و پایداری كه نزد تو است آن نعمتی كه زوال و نابودی اضْمحْلال، بعْد انْ‌شرطْت علیْهم الزهْد فی درجات هذه الدنْیا برایش نیست، (و این) پس از آنی (بود كه) با آنها شرط كردی تا كناره گیرند از مقامات این دنیای الدنیه وزخْرفها وزبْرجها، فشرطوا لك ذلك، وعلمْت منْهم پست و از زیب و زیورش و آنها نیز این شرط تو را پذیرفتند و تو نیز وفای آنان را به این شرط الْوفاء به، فقبلْتهمْ وقربْتهمْ، وقدمْت لهم الذكْر الْعلی والثناء دانستی و پذیرفتیشان و مقرب درگاهشان كردی و مقرر داشتی از پیش برای ایشان نامی بلند و ثنایی الْجلی، واهْبطْت علیْهمْ ملایكتك، وكرمْتهمْ بوحْیك، آشكار و فرو فرستادی برایشان فرشتگانت را و گرامی داشتی آنان را به وحی خود ورفدْتهمْ بعلْمك، وجعلْتهم الذرایع الیْك، والْوسیله الی و یاریشان كردی به علم خود و قرارشان دادی واسطه درگاهت و وسیله‌ای بسوی رضْوانك، فبعْض اسْكنْته جنتك الی انْ اخْرجْته منْها، وبعْض خوشنودیت پس برخی را در بهشت جا دادی تا آنگاه كه از آنجا بیرونش آوردی و برخی را حملْته فی فلْكك ونجیْته ومنْ آمن معه من الْهلكه برحْمتك، در كشتی خود سوار كردی و او و همراهانش را كه ایمان آورده بودند به مهر خود از هلاكت نجات دادی وبعْض اتخذْته لنفْسك خلیلا، وسالك لسان صدْق فی و برخی را برای خود خلیل گرفتی و او از تو درخواست كرد نام نیك را در امتهای الْآخرین، فاجبْته، وجعلْت ذلك علیا، وبعْض كلمْته منْ شجره آینده و تو اجابت كردی و نام او را بلند گرداندی و با برخی از میان درخت بطور مخصوصی تكْلیما، وجعلْت له منْ اخیه ردْءا ووزیرا، وبعْض اوْلدْته منْ سخن گفتی و برای او برادرش را یاور و وزیر گردانیدی و برخی را بدون غیْر اب، وآتیْته الْبینات، وایدْته بروح الْقدس، وكل شرعْت له پدر بوجود آوردی و نشانه‌های آشكاری به او دادی و به روح القدس (جبرییل) یاری فرمودی و برای همه آنها دین و قانونی شریعه، ونهجْت له منْهاجا، وتخیرْت له اوْصیاء، مسْتحْفظا بعْد مقرر داشتی و برایش طریقه و برنامه‌ای قرار دادی و اوصیایی برای او انتخاب كردی تا یكی پس از دیگری مسْتحْفظ، منْ مده الی مده، اقامه لدینك، وحجه علی عبادك، نگهبان باشد از زمانی تا زمانی تا برپا ماند دین تو و حجتی باشند بر بندگانت ولیلا یزول‌الْحق عنْ‌مقره، ویغْلب‌الْباطل‌علی اهْله، ولیلا یقول و تا زایل نگردد (دین) حق از جای خود و تا پیروز نگردد باطل بر اهل حق و كسی نگوید احد لوْلا ارْسلْت الیْنا رسولا منْذرا، واقمْت لنا علما هادیا، چرا نفرستادی بسوی ما پیامبری كه ما را بترساند و چرا بپا نداشتی پرچمی راهنما فنتبع آیاتك منْ قبْل انْ نذل ونخْزی الی ان‌انْتهیْت بالْامْر الی تا پیروی كنیم از آیات تو پیش ازآنكه خوار و رسوا گردیم تا اینكه رساندی كار را حبیبك ونجیبك محمد، صلی الله علیْه وآله، فكان كما بدست حبیب خود و برگزیده‌ات (حضرت) محمد صلی الله علیه و آله و او چنان بود انْتجبْته سید منْ خلقْته، وصفْوه من اصْطفیْته، وافْضل من كه او را برگزیدی بزرگ آفریدگانت و برگزیده برگزیدگانت و برترین اجْتبیْته، واكْرم من اعْتمدْته، قدمْته علی انْبیایك، وبعثْته الی انتخاب شدگانت و گرامی‌ترین معتمدین تو بود و او را بر پیمبرانت مقدم داشتی و بسوی الثقلیْن منْ عبادك، واوْطاْته مشارقك ومغاربك، وسخرْت له جن و انس از بندگانت مبعوث فرمودی و مشرقها و مغربهای عالم را زیر پایش گذاردی و براق را الْبراق، وعرجْت‌به بروْحه الی‌سمایك، واوْدعْته‌علْم ما كان وما مسخر او گرداندی و به آسمان خود او را بالا بردی و علم گذشته و آینده را تا یكون الی انْقضاء خلْقك، ثم نصرْته بالرعْب، وحففْته بجبْرییل هنگام پایان آفرینش به اوسپردی آنگاه او را بوسیله ترس و رعب (در دل‌دشمنش) یاری كردی و گرداگردش جبرییل ومیكاییل والْمسومین منْ ملایكتك، ووعدْته انْ تظْهر دینه و میكاییل و فرشتگان نشاندارت را واداشتی و به او وعده دادی كه دینش را بر علی‌الدین كله ولوْ كره‌الْمشْركون، وذلك بعْد انْ بواْته مبوا همه دینها پیروز گردانی اگرچه مشركان خوش نداشته باشند، و این جریان پس از آنی بود كه قرارش در جایگاه صدْق‌منْ‌اهْله، وجعلْت‌له ولهمْ اول‌بیْت‌وضع‌للناس للذی شایسته در خاندانش (یعنی آنان را برای حفظ دینش معین كردی) و قراردادی برای او و خاندانش نخستین خانه‌ای را كه برای مردم بنا شد ببكه مباركا وهدی للْعالمین، فیه آیات بینات مقام ابْراهیم، كه مكه است و مایه بركت و موجب راهنمایی جهانیان است و درآن نشانه‌های آشكاری است چون مقام ابراهیم ومنْ دخله كان آمنا، وقلْت: انما یرید الله لیذْهب عنْكم و هر كه در آن درآید ایمن است، و فرمودی: «جز این نیست كه خدا اراده فرموده تا دور كند از شما خاندان پلیدی را الرجْس اهْل الْبیْت ویطهركمْ تطْهیرا، و جعلْت اجْر محمد و بخوبی شما را پاك گرداند» آنگاه مزد محمد را صلواتك علیْه وآله مودتهمْ فی كتابك، فقلْت: قلْ لا اسْالكمْ- كه درودهای تو بر او وآلش باد- دركتاب خود دوستی و مودت ایشان قراردادی و فرمودی: «بگو من از شما برای رسالت علیْه‌اجْرا الاالْموده فی‌الْقرْبی وقلْت: ما سالْتكمْ منْ اجْر مزدی نخواهم جز دوستی خویشانم» و فرمودی: «آنچه مزد از شما خواستم فهو لكمْ، وقلْت: ما اسْالكمْ علیْه منْ اجْر الا منْ شاء انْ آن هم بسود شما است» و فرمودی: «من از شما برای رسالت مزدی نخواهم مگر كسی كه بخواهد یتخذ الی ربه سبیلا، فكانوا هم‌السبیل الیْك، والْمسْلك الی بسوی پروردگار خویش راهی پیش گیرد» و اینها بودند آن راه بسوی تو و طریقه سلوك بسوی رضْوانك، فلما انْقضتْ ایامه اقام ولیه علی بْن ابی‌طالب، خوشنودیت و چون روزگار آن حضرت سپری شد برگماشت علی بن ابی‌طالب را صلواتك علیْهما وآلهما، هادیا، اذْ كان هو الْمنْذر، ولكل قوْم- كه‌درودهای‌توبر هر دوی آنها و بر آلشان باد- برای راهنمایی زیرا كه آن جناب بیم‌دهنده و راهنمای هر هاد، فقال والْملا امامه: «منْ كنْت موْلاه فعلی موْلاه. اللهم وال ملتی‌بود، ودر برابر مردم حاضر فرمود: هر كه من مولا و سرپرست اویم علی مولا و سرپرست او است خدایا دوست دار منْ والاه، وعاد منْ عاداه، وانْصرْ منْ نصره، واخْذلْ منْ هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش باشد و یاری كن هر كه یاریش كند و خوار كن هركه خذله»، وقال: «منْ كنْت انا نبیه فعلی امیره»، وقال: «انا وعلی دست از یاریش بردارد، و فرمود: هركه من پیامبر او هستم علی امیر و فرمانروای او است، و فرمود: من و علی هر دو منْ شجره واحده، وسایر الناس منْ شجر شتی ، واحله محل از یك درخت هستیم و سایر مردم از درختهای متفرقی هستند، و رتبه او را نسبت به خود هارون منْ موسی فقال: «انْت منی بمنْزله هارون منْ موسی چون رتبه هارون نسبت به موسی قرار داد و بدو فرمود: مقام تو در پیش من مانند مقام هارون است از موسی
الا انه لا نبی بعْدی»، وزوجه ابْنته، سیده نساء الْعالمین، واحل جز اینكه پیامبری پس از من نیست و تزویج كرد به او دخترش بانوی زنان جهانیان را و جایز ساخت له منْ مسْجده ما حل له، وسد الْابْواب الا بابه، ثم اوْدعه علْمه برای او از مسجدش آنچه برای خود او جایز بود، و ببست درهای مسجد را جزدرخانه علی را، سپس علم وحكْمته، فقال: «انا مدینه الْعلْم وعلی بابها، فمنْ اراد الْحكْمه و حكمت خود را به او سپرد و فرمود: من شهر علمم و علی در آن شهر است پس هر كه حكمت خواهد فلْیاْتها منْ بابها»، ثم قال: «انْت اخی و وصیی باید از در آن درآید، سپس فرمود: تویی برادر من و وصی من ووارثی، لحْمك منْ لحْمی، ودمك منْ دمی، وسلْمك سلْمی، و وارث من گوشتت از گوشت من و خونت از خون من است صلح تو صلح من وحرْبك حرْبی، والْایمان مخالط لحْمك ودمك، كما خالط و جنگ تو جنگ من است و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده چنانچه با گوشت لحْمی ودمی، وانْت غدا علی الْحوْض خلیفتی، وانْت تقْضی و خون من آمیخته و تو در فردای محشر بر سر حوض (كوثر) جانشین منی و تو می‌پردازی دیْنی، وتنْجز عداتی، وشیعتك علی منابر منْ نور، مبْیضه قرض مرا و وفا می‌كنی به وعده‌های من و شیعیانت بر منبرهایی از نور با روهای وجوههمْ، حوْلی فی الْجنه، وهمْ جیرانی، ولوْلا انْت یا علی سفید در بهشت اطراف منند و آنها همسایگان منند و اگر تو نبودی- ای علی- لمْ یعْرف الْموْمنون بعْدی»، وكان بعْده هدی من الضلال ونورا مومنان پس از من شناخته نمی‌شدند، و آن جناب پس از رسول خدا راهنمای گمراهی و روشنایی من الْعمی وحبْل الله الْمتین وصراطه الْمسْتقیم، لا یسْبق از كور دلی جهالت و رشته محكم خدا و راه راست او بود، كسی پیشی نگرفت بر او بقرابه فی رحم، ولا بسابقه فی دین، ولا یلْحق فی منْقبه منْ در نزدیكی خویشاوندی به رسول خدا و نه از نظر سابقه در دین و نه كسی توانست در یكی از منقبتها مناقبه، یحْذو حذْو الرسول، صلی الله علیْهما وآلهما، ویقاتل به‌اوبرسد، همانند رسول خدا بود- كه درود خدا بر هر دوی ایشان باد- و او بود كه بر طبق تاویل و علی التاْویل، ولا تاْخذه فی الله لوْمه لایم قدْ وتر فیه صنادید باطن قرآن می‌جنگید و درباره خدا باكی از سرزنش ملامت كنندگان نداشت در راه‌خدا خون بزرگان الْعرب، وقتل ابْطالهمْ، وناوش ذوْبانهمْ، فاوْدع قلوبهمْ احْقادا عرب‌رابه خاك ریخت و دلاورانشان را بكشت و با گرگانشان در افتاد و همین سبب شد در دلهای ایشان كینه‌ها بگذارد بدْریه وخیْبریه وحنیْنیه وغیْرهن، فاضبتْ علی عداوته، كینه‌های جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها پس دشمنی او را به دل گرفتند واكبتْ علی منابذته، حتی قتل الناكثین والْقاسطین والْمارقین، و به جنگ و مخالفت با او بر خاستند تا بیعت شكنان و زورگویان و از دین گریزان را كشت ولما قضی نحْبه، وقتله اشْقی الْآخرین، یتْبع اشْقی‌الْاولین، و چون شقی‌ترین مردم عصر كه پیروی كرد از تبه‌كارترین پیشینیان، او را كشت، امتثال لمْ یمْتثلْ امْر رسول الله صلی الله علیْه وآله فی الْهادین بعْد نشد از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله كه در باره راهنمایان دین یكی پس از الْهادین، والْامه مصره علی مقْته، مجْتمعه علی قطیعه رحمه، دیگری فرموده بود و امت پافشاری بر دشمنی آن حضرت كردند و گرد آمدند برای قطع رحم او واقْصاء ولْده، الا الْقلیل ممنْ وفی لرعایه الْحق فیهمْ، فقتل منْ و تبعید كردن (و آواره ساختن) فرزندانش جز اندكی از كسانی كه رعایت كردند حق ایشان را و درنتیجه قتل، وسبی منْ سبی، واقْصی منْ اقْصی، وجری الْقضاء لهمْ جمعی‌كشته وگروهی‌اسیر و دسته‌ای از وطن آواره گشتند و قلم تقدیر طوری بر ایشان جاری شد بما یرْجی له حسْن الْمثوبه، اذْ كانت‌الْارْض لله یورثها منْ كه امید پاداش نیك در آن می‌رود زیرا (كره) زمین از خدا است و به هركه از بندگانش كه بخواهد یشاء منْ‌عباده والْعاقبه للْمتقین، و سبْحان ربناانْ كان وعْد آن‌راارث دهد و بدو واگذارد و سرانجام از آن پرهیزكاران است و منزه است پروردگار ما كه حتما وعده پروردگارمان ربنا لمفْعولا، ولنْ یخْلف‌الله وعْده، وهوالْعزیز الْحكیم، فعلی انجام شدنی است و خدا خلف وعده نمی‌كند و او است نیرومند فرزانه پس بر الْاطایب منْ اهْل بیْت محمد وعلی صلی الله علیْهما وآلهما، پاكیزگان از خاندان محمد و علی- درود خدا بر هر دو ایشان و آلشان باد- فلْیبْك الْباكون، وایاهمْ فلْینْدب النادبون، ولمثْلهمْ فلْتدرْ باید گریه كنندگان بگریند و بر آنها باید زاری كنندگان زاری كنند و برای امثال آنها باید اشكها الدموع، ولْیصْرخ الصارخون، ویضج الضاجون، ویعج روان گردد و فریاد زنندگان فریاد زنند و شیون كنندگان شیون كنند و خروش كنندگان الْعاجون، ایْن الْحسن، ایْن الْحسیْن، ایْن ابْناء الْحسیْن، صالح خروش سر دهند كجاست حسن، و كجاست حسین، و كجایند فرزندان حسین، شایسته‌ای بعْد صالح، وصادق بعْد صادق، ایْن السبیل بعْد السبیل، ایْن پس از شایسته دیگر و راستگویی پس از راستگوی دیگر كجاست آن راه حق پس از راه‌دیگر، كجایند الْخیره بعْد الْخیره، ایْن الشموس الطالعه، ایْن‌الْاقْمار الْمنیره، برگزیدگان (خدایی) هر یك پس از دیگری، كجایند خورشید های تابان، كجایند ماههای نور افشان، ایْن الْانْجم الزاهره، ایْن اعْلام الدین وقواعد الْعلْم، ایْن كجایند اختران فروزان، كجایند بزرگان دین و پایه‌های دانش، كجا است به‌جامانده بقیهالله التی لا تخْلو من الْعتْره الْهادیه، ایْن الْمعد لقطْع دابر خدا كه بیرون از خاندان عترت راهنما (ی رسول خدا) نیست، كجاست آنكه آماده ریشه‌كن ساختن الظلمه، ایْن الْمنْتظر لاقامه الْامْت والْعوج، ایْن الْمرْتجی ستمگران است؟ كجاست آنكه چشم براهش هستند برای اصلاح نادرستیها و كجیها، كجاست آن مایه امید لازاله الْجوْر والْعدْوان، ایْن الْمدخر لتجْدید الْفرایض والسنن، برای زدودن ستم و تجاوز، كجاست ذخیره الهی برای نو كردن فریضه‌ها و سنتهای دین، ایْن الْمتخیر لاعاده الْمله والشریعه، ایْن الْمومل لاحْیاء كجاست آن برگزیده برای بازگرداندن كیش و آیین به عرصه جامعه، كجاست آن مایه امید برای زنده كردن الْكتاب وحدوده، ایْن محْیی معالم الدین واهْله، ایْن قاصم قرآن و حدود آن، كجاست زنده كننده آثار دین و اهل دین، كجاست درهم شكننده شوْكه الْمعْتدین، ایْن هادم ابْنیه الشرْك والنفاق، ایْن مبید اهْل شوكت زورگویان، كجاست ویران كننده بناهای شرك و دو رویی، كجاست نابود كننده اهل الْفسوق والْعصْیان والطغْیان، ایْن حاصد فروع الْغی والشقاق، فسق و گناه و طغیان، كجاست آنكه شاخه‌های گمراهی و اختلاف را ببرد، ایْن طامس آثارالزیْغ والْاهْواء، ایْن قاطع حبایل الْكذْب كجاست محو كننده آثار كجروی و هوا و هوسها، كجاست پاره كننده دامهای دروغ والْافْتراء، ایْن مبید الْعتاه والْمرده، ایْن مسْتاْصل اهْل الْعناد و بهتان، كجاست نابود كننده سركشان و متمردان، كجاست ریشه كن كننده ستیزه جویان والتضْلیل والْالْحاد، ایْن‌معز الْاوْلیاءومذل الْاعْداء، ایْن جامع و گمراهگران و بی‌دینان، كجاست عزت بخش دوستان و خوار كننده دشمنان، كجاست آن عامل وحدت مردم الْكلم علی التقْوی ایْن باب الله الذی منْه یوْتی ایْن وجْه‌الله بر اساس پرهیزكاری، كجاست آن راه وصول به خدا، كجاست آن آیینه خدایی الذی الیْه یتوجه الْاوْلیاء، ایْن السبب الْمتصل بیْن‌الْارْض كه بسویش توجه كنند اولیاء، كجاست آن سبب ارتباط میان زمین والسماء، ایْن صاحب یوْم الْفتْح وناشر رایه الْهدی ایْن مولف و آسمان، كجاست آن فرمانروای روز پیروزی و برافرازنده پرچم هدایت، كجاست گرد آورنده شمْل الصلاح والرضا، ایْن الطالب بذحول الْانْبیاء وابْناء شایستگی و رضایت مردم، كجاست خون خواه پیمبران و فرزندان الْانْبیاء، ایْن‌الطالب بدم‌الْمقْتول بكرْبلاء، ایْن الْمنْصور علی پیمبران، كجاست خون خواه كشته كربلا، كجاست آن یاری شده و پیروزمند بر من‌اعْتدی علیْه وافْتری ایْن الْمضْطر الذی یجاب اذا دعا، ایْن كسانی كه بر او ستم كردند و دروغ بستند، كجاست آن درمانده‌ای كه چون دعا كند به اجابت رسد، كجاست صدْر الْخلایق ذو الْبر والتقْوی ایْن ابْن النبی الْمصْطفی وابْن صدر مخلوقات عالم آن نیكوكار با تقوی، كجاست فرزند پیامبر برگزیده و فرزند علی الْمرْتضی وابْن خدیجه الْغراء، وابْن فاطمه الْكبْری، بابی علی مرتضی و فرزند خدیجه روشن سیما و فرزند فاطمه كبری، پدر انْت وامی ونفْسی لك الْوقاء والْحمی یاابْن الساده الْمقربین، و مادرم بفدایت و خودم بلاگردان و سپر پیش روی تو باشم ای فرزند بزرگان مقرب درگاه حق یاابْن النجباء الْاكْرمین، یاابْن الْهداه الْمهْدیین، یاابْن الْخیره ای فرزند نجیبان گرامی، ای فرزند راهنمایان راه یافته ای فرزند نیكان الْمهذبین، یاابْن الْغطارفه الْانْجبین، یاابْن الْاطایب الْمطهرین، پاكیزه ای فرزند گرامیان برگزیده ای فرزند پاكان پاكیزه یاابْن الْخضارمه الْمنْتجبین، یاابْن الْقماقمه الْاكْرمین، یاابْن ای فرزند جوانمردان پرجود برگزیده ای فرزند دریاهای بخشش و تابان ای فرزند 

الْبدورالْمنیره، یاابْن‌السرج الْمضییه، یاابْن الشهب الثاقبه، یاابْن ماههای نور افشان ای فرزند چراغهای تابان ای فرزند الْانْجم الزاهره، یاابْن السبل الْواضحه، یاابْن الْاعْلام اللایحه، ستارگان فروزان ای فرزند اختران درخشان ای فرزند راههای روشن ای فرزند نشانه‌های آشكار یاابْن الْعلوم الْكامله، یاابْن السنن الْمشْهوره، یاابْن الْمعالم ای فرزند دانشهای كامل ای فرزند آیینهای معروف و مشهور ای فرزند آثار و معالم الْماْثوره، یاابْن‌الْمعْجزات الْموْجوده، یاابْن الدلایل الْمشْهوده، رسیده (از خدا و انبیاء) ای فرزند معجزات موجود ای فرزند دلیلهای آشكار یاابْن الصراط الْمسْتقیم، یاابْن النبا الْعظیم، یاابْن منْ هو فی ای فرزند راه مستقیم ای فرزند آن خبر بسیار بزرگ ای فرزند كسی كه در دفتر ام الْكتاب لدی الله علی حكیم، یاابْن الْآیات والْبینات، یاابْن اصلی نزد خداوند «علی» (والا) و فرزانه است ای فرزند آیات و نشانه‌های آشكار ای فرزند الدلایل الظاهرات، یا ابْن الْبراهین الْواضحات الْباهرات، یاابْن دلیلهای هویدا ای فرزند برهانهای نمایان روشن ای فرزند الْحجج الْبالغات، یا ابْن النعم السابغات، یاابْن طه والْمحْكمات، حجتهای رسا ای فرزند نعمتهای شایان و فراوان ای فرزند طه و آیات محكم قرآن یاابْن یس والذاریات، یاابْن الطور والْعادیات، یاابْن منْ دنی ای‌فرزند یس و ذاریات، ای فرزند طور و عادیات، ای فرزند كسی كه (در شب معراج) نزدیك شد
فتدلی فكان قاب قوْسیْن اوْ ادْنی دنوا واقْترابا من الْعلی و نزدیك‌تر شد به فاصله دو كمان یا نزدیكتر، در نزدیكی و قرب نسبت به خدای والای الْاعْلی لیْت شعْری ایْن اسْتقرتْ بك النوی بلْ ای ارْض اعلی، ای كاش می‌دانستم در چه جایی منزل گرفته‌ای و چه سرزمین و مكانی تقلك اوْ ثری ا برضْوی اوْ غیْرها امْ ذی طوی عزیز علی انْ تو را بر خود نگهداشته آیا در كوه رضوایی یا غیر آن یا در ذی طوی، گران است بر من كه اری الْخلْق ولا تری ولا اسْمع لك حسیسا ولا نجْوی عزیز مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی و نشنوم از تو صدا و نه رازی، گران است علی انْ تحیط بك دونی الْبلْوی ولا ینالك منی ضجیج ولا بر من كه بی من بر تو تنها بلا احاطه كند، و صدای زاری و شكوه من به شكْوی بنفْسی انْت منْ مغیب لمْ یخْل منا، بنفْسی انْت منْ تو نرسد، جانم به قربانت ای پنهانی كه از میان ما بیرون نیستی جانم به قربانت ای دور نازح ما نزح عنا، بنفْسی انْت امْنیه شایق یتمنی منْ موْمن از نظری كه از ما دور نیست جانم به قربانت ای آرمان هر مشتاقی كه آرزویت كنند از مردان وموْمنه ذكرا فحنا، بنفْسی انْت منْ عقید عز لا یسامی بنفْسی و زنان با ایمانی كه به یاد تو ناله از دل كشند جانم به قربانت ای بسته به عزتی كه كسی برتو برتری نگیرد جانم انْت منْ اثیل مجْد لا یحاذی بنفْسی انْت منْ تلاد نعم به قربانت ای مجد و شوكت ریشه‌داری كه همطراز ندارد و جانم به قربانت ای نعمت دیرینه‌ای كه لا تضاهی بنفْسی انْت منْ نصیف شرف لا یساوی الی متی شبیه ندارد جانم به قربانت ای قرین شرف و بزرگواری كه برابر ندارد، تا كی احار فیك یا موْلای، والی متی وای خطاب اصف فیك وای سرگردان تو باشم ای مولای من، و تا كی و به چه زبانی وصف تو گویم و نجْوی عزیز علی انْ اجاب دونك واناغی عزیز علی انْ راز دل كنم گران و ناگوار است بر من كه پاسخ از دیگری جز تو بشنوم و گفتگو كنم، گران است بر من كه ابْكیك ویخْذلك الْوری عزیز علی انْ یجْری علیْك دونهمْ ما بر تو بگریم ولی مردم تو را واگذارند، گران است بر من كه بر تو بگذرد آنچه می‌گذرد نه جری هلْ منْ معین فاطیل معه الْعویل والْبكاء، هلْ منْ جزوع بر دیگران، آیا كمك‌كاری هست كه با او فریاد و گریه را طولانی كنم آیا بی‌تابی هست فاساعد جزعه اذا خلا، هلْ قذیتْ عیْن فساعدتْها عیْنی علی كه‌چون به خلوت رود درزاری و جزع كمكش كنم آیا چشمی هست كه خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار الْقذی هلْ الیْك یاابْن احْمد سبیل فتلْقی هلْ یتصل یوْمنا من نیز یاریش دهد، آیا ای پسر احمد بسویت راهی هست تا دیدارت كنم آیا روز جدایی ما به وعده تو پیوست منْك بعده فنحْظی متی نرد مناهلك الرویه فنرْوی متی ننْتقع می‌شود تا بهره مند گردیم؟ كی می‌شود كه به سرچشمه‌های پرآبت درآییم و سیراب‌شویم؟ كی می‌شود كه سیراب گردیم منْ عذْب مایك فقدْ طال الصدی متی نغادیك ونراوحك از آب وصل توكه تشنگی ما به‌داراز كشید؟ كی می‌شودكه صبح وشام را باتو بسر بریم ودیده روشن‌كنیم؟
فنقر عیْنا، متی ترانا ونراك وقدْ نشرْت لواء النصْر تری اترانا كی می‌شود كه تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم و پرچم نصرتت را برافراشته باشی و مردم آن را مشاهده كنند؟ آیا می‌شود كه ببینیم نحف بك وانْت توم الْملا، وقدْ ملاْت الْارْض عدْلا، واذقْت آن روزی كه گرداگردت را گرفته و تو رهبر مردم باشی و زمین را پر از عدل و داد كنی و بچشانی اعْداءك هوانا وعقابا، وابرْت الْعتاه وجحده الْحق، وقطعْت به دشمنانت خواری و كیفر را و نابود كنی سركشان و منكران حق را و بزنی دابر الْمتكبرین، واجْتثثْت اصول الظالمین، ونحْن نقول الْحمْد ریشه گردنكشان را و بر كنی اساس ستمكاران را و ما بگوییم: ستایش لله رب الْعالمین. اللهم انْت كشاف الْكرب والْبلْوی والیْك خاص خدا پروردگار جهانیان است خدایا تویی برطرف كننده گرفتاریها و بلا و از تو اسْتعْدی فعنْدك الْعدْوی وانْت رب الْآخره والْاولی، فاغثْ یا دادرسی و یاری جویم كه در نزد تو است دادخواهی و یاری و تویی پروردگار آخرت و دنیا پس فریاد رسی كن ای غیاث الْمسْتغیثین عبیْدك الْمبْتلی و اره سیده یا شدید الْقوی فریادرس درماندگان از بنده خرد گرفتارت، و بنمایان به او آقایش را ای سخت نیرو وازلْ عنْه به الْاسی والْجوی وبردْ غلیله یا منْ علی الْعرْش و زایل كن به دیدار آن حضرت از او اندوه و سوز دلش را و فرو نشان سوز عطشش را ای كه بر عرش اسْتوی ومنْ الیْه الرجْعی والْمنْتهی اللهم ونحْن عبیدك استواری و ای كه بسوی او است بازگشت و سر منزل هر چیز خدایا و ماییم بندگان تو الشایقون الی ولیك الْمذكر بك وبنبیك، خلقْته لنا عصْمه كه شیفته دیدار نماینده‌ات هستیم آنكه مردم را به یاد تو و پیامبرت اندازد و تو او را آفریدی كه نگهدار وملاذا، واقمْته لنا قواما ومعاذا، وجعلْته للْموْمنین منا اماما، و پشتیبان ما باشد و برپایش داشتی تا قوام و پناهگاه ما باشد و او را پیشوای مومنین فبلغْه منا تحیه وسلاما، وزدْنا بذلك یا رب اكْراما، واجْعلْ از ما گردانی پس برسان به آن جناب از طرف ما تحیت و سلامی و بیفزا بدینوسیله ای پروردگار ما بر كرامت و مقام ما مسْتقره لنا مسْتقرا ومقاما، واتْممْ نعْمتك بتقْدیمك ایاه امامنا، و جایگاه او را جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده و كامل كن نعمتت را بر ما به مقدم داشتن آن بزرگوار را در پیش روی ما حتی توردنا جنانك ومرافقه الشهداء منْ خلصایك. اللهم تا ما را به بهشتهای تو درآورد و به رفاقت (و هم نشینی) شهیدان از بندگان خالصت برساند خدایا صل علی محمد وآل محمد، وصل علی محمد جده درود فرست بر محمد و آل محمد و درود فرست بر محمد جد بزرگوار او ورسولك السید الْاكْبر، وعلی ابیه السید الْاصْغر، وجدته و رسول تو آن آقای بزرگ و بر علی پدر بزرگوارش آن آقای كوچكتر و بر جده‌اش الصدیقه الْكبْری فاطمه بنْت محمد، وعلی من اصْطفیْت صدیقه كبری فاطمه دختر محمد كه درود خدا بر او وآلش باد و به برگزیدگان نیك رفتار منْ‌آبایه‌الْبرره، وعلیْه افْضل واكْمل واتم وادْوم واكْبر واوْفر ما از پدران آن حضرت و برخود آن جناب فزونترین و كاملترین وتمامترین و مدام‌ترین وبزرگترین و فراوانترین صلیْت علی احد منْ اصْفیایك وخیرتك منْ خلْقك، وصل درودی كه بفرستی بر یكی از برگزیدگان و نیكان از خلق خود و درود فرست بر آن جناب علیْه صلوه لا غایه لعددها، ولا نهایه لمددها، ولا نفاد لامدها، درودی كه شماره‌اش بی حد و مدتش بی نهایت و تمام نشدنی باشد اللهم واقمْ به الْحق، وادْحضْ به الْباطل، وادلْ به خدایا حق را بوسیله آن حضرت برپا دار و باطل را بدو نابود گردان و دوستانت را بوسیله‌اش اوْلیاءك، واذْللْ به اعْداءك، وصل اللهم بیْنناوبینه وصْله تودی به دولت رسان ودشمنانت رابدست او خوارگردان و پیوند كن خدایا میان ما و او را به پیوندی كه برساند ما را الی مرافقه سلفه، واجْعلْنا ممنْ یاْخذ بحجْزتهمْ، ویمْكث فی به رفاقت پدران گذشته او و بگردان ما را از كسانی‌كه دامن آنها را بگیرند و در سایه لطف ظلهمْ، واعنا علی تاْدیه حقوقه الیْه، والْاجْتهاد فی طاعته، آنها بایستند و كمكمان كن بر ادای حقوق آن حضرت و سعی و كوشش در فرمانبرداریش واجْتناب معْصیته، وامْننْ علیْنا برضاه، وهبْ لنا راْفته ورحْمته و دوری از نافرمانیش و منت نه بر ما به خوشنودیش و ببخش بر ما رافت و مهربانی ودعاءه وخیْره، ما ننال به سعه منْ رحْمتك، وفوْزا عنْدك، و دعا و خیر آن حضرت را بدان حد كه برسیم بدانوسیله به رحمت وسیع تو و به كامیابی از نزد تو واجْعلْ صلاتنا به مقْبوله، وذنوبنا به مغْفوره، ودعاءنا به و بگردان نمازهای ما را بوسیله او پذیرفته و گناهانمان را آمرزیده و دعاهایمان را مسْتجابا، واجْعلْ ارْزاقنا به مبْسوطه، وهمومنا به مكْفیه، مستجاب شده و قرار ده روزیهای ما را بدان حضرت گسترده و اندوههای ما را بوسیله‌اش برطرف شده وحوایجنا به مقْضیه، واقْبلْ الیْنا بوجْهك الْكریم، واقْبلْ تقربنا و حاجتهایمان را روا شده و رو كن بسوی ما (پروردگارا) بدان روی بزرگوارت و بپذیر تقرب‌جویی الیْك، وانْظرْ الیْنا نظْره رحیمه، نسْتكْمل بها الْكرامه عنْدك، ثم ما را بدرگاهت و بنگر بسوی ما به نگاهی مهربانانه تا بدانوسیله بتوانیم مقام خود را در پیش تو به كمال رسانیم و دیگر لا تصْرفْها عنا بجودك، واسْقنا منْ حوْض جده صلی الله علیْه آن مقام را از ما بازنگردان به جود خودت و سیرابمان كن از حوض جدش- كه درود خدا بر او وآله بكاْسه وبیده، ریا رویا هنییا سایغا لا ظما بعْده، یا ارْحم و آلش باد- از جام او و بدست آن جناب و سیر و سیراب و گوارا و خوش كه تشنگی پس از آن نباشد ای مهربانترین الراحمین».
مهربانان.»




برچسب ها : دعای ندبه. متن و ترجمه ,

یکشنبه 13 بهمن 1392, 09:25 ب.ظ                   

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
وصیت نامه شهید

وصیت نامه شهید حمید فیروزی که نیمه تمام ماند... (میتوانید برای دیدین وصیت نامه کامل روی عکس کلیک کنید) 82446737084908416613.png
دعای ندبه


مراسم پرفیض دعای ندبه

هر هفته صبح جمعه

حسینیه گلزار شهدا

82446737084908416613.png
اوقات شرعی
سخنی از بهشت
ِیادگاران همسنگران

ِلوگو همسنگران